به بهانه ۳۰ شهریور سالروز افتخار آفرینی دیگری از سید بزرگوار خاتمی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
آقای رئیس!
آقای دبیر کل و حضّار محترم!
چراغهستی آدمی با تمنّای رستگاری روشن بوده و هست و جوهر قیام پیامبران الهی و نیزموضوع آموزش حکیمان و مربّیان برجسته بشر نیز چیزی جز رستگاری نبوده است.
با اینهمه، آن چه در ساحت پیدای تاریخ، دل را می آزارد، محرومیّت و سیاه بختی آدمیان استمحرومیّت زنان و مردان و کودکانی که تحت تأثیر هوای قدرت های حاکم بوده و سیاه بختیحاکمانی که از شفقت و همدلی با مردم خود محروم بوده اند و نظام داخلی و حتّی حکومتخوب در تاریخ، دولت مستعجل بوده است.
شگفتا که کسانی به بهانه رستگاری مردم، گاهبر اندیشه و اراده آدمیان لجام زده اند و آزادی آنان را سرکوب کرده اند و گاهی دیگررستگاری را در برداشتن هر گونه لجامی از کام هوس سیری ناپذیر انسان و قربانی کردنعقل و عشق در پای معبد هوس تفسیر کرده اند. گاه به نام آزادی، عدالت پایمال شده استو گاه دیگر به بهانه عدالت، آزادی از میان رفته است و در نتیجه بشر، هم از آزادیعادلانه و هم از عدالت آزادانه محروم مانده است. از آن روز که کسانی علم حقیقی راآن دانستند که توانایی بیاورد نه آن که قدرت را مهار کند، چند قرن بیش نمی گذرد. دراین مدّت به جای آن که علم در خدمت رستگاری انسان و اعتلای شخصیّت او باشد، دربیشتر موارد در خدمت افراد و گروه هایی قرار گرفته که جز به آیین سود و فایده نمیاندیشند. در این چند قرن، علاوه بر پیشرفت های بزرگی که نصیب بشر شده است و بزرگ همهست، انسان بیش از همیشه طعم تلخی و تبعیض را چشیده است.
هم اکنون بازماندگان دوجنگ جهانی که ویران گری آن بی شمار بوده است، در میان ما به سر می برند و به رغمتأسیس سازمان ملل متّحد که از دستاوردهای مثبت بشری است، از صلح واقعی مبتنی برعدالت کمتر اثر می بینیم. وضعیّت در جهان عقب نگه داشته شده، اسفبارتر است و بسیاریاز مردم این بخش جهان دچار قحطی، بی سوادی و بیماری و برخی در بند حکومت هایی هستندکه حتّی زحمت تظاهر به مردمی بودن و پیروی از موازین دموکراسی را به خود نمی دهند ومحرومیّت از پشتیبانی ملّت های خود را با وابستگی به قدرت های سودجو و سلطه گر،جبران می کنند. حکومت های سرکوبگر وابسته، امکان تجربه مردم سالاری را از مردم میگیرند و با ادامه سرکوب و ترور، فرهنگ خشونت را در جامعه حکم فرما کرده، خواسته یاناخواسته مخالفان خود را به استفاده از زور و خشونت تشویق می کنند و لذا در اینباب، ملامت در درجه اوّل متوجّه قدرت های تحمیل کننده این نظام ها و حمایت کننده ازاین حکومت هاست که حتّی سازمان های جاسوسی آن ها به کارنامه زشت براندازی حکومت هایملّی و حمایت از رژیم های غیرمردمی مباهات می کنند. این تصویر از جهان، زشت و چندشآور است و تا روزی که حکیمان و خردمندان، زمام امور را از دست سیاستمداران کم خرد وآزمند درنیاورند، نمی توان یکباره این تصویر را تغییر داد ولی با این همه، به نظرمن در آن سوی سیاهی و تباهی، در عمق تاریخ می توان از زیبایی های اصیل سراغ گرفت وبه جرأت می توان گفت که زندگی بشر در مجموع، رو به شکوفایی معنوی و مادّی داشتهاست؛ از جمله در همین قرن، مبارزات ضدّ استعماری و حرکت استقلال خواهی بسیاری ازملّت ها را می توان نمونه آشکاری از این پیشرفت و شکوفایی دانست.

فروپاشی جهاندو قطبی در آخرین دهه این قرن و سیر شتابان جهان و ملل خواستار تساوی به سوی احرازاقتدار و ابراز هویّت در عرصه بین المللی، گامی به پیش به شمار می رود. رؤیای جهانتک قطبی و تحت قیمومیّت یک قدرت، جز پنداری باطل و نشانه عقب ماندگی صاحبان اینپندار از سیر تاریخ نیست و مطمئن هستم که حتّی برخی از ملّت های قدرتمند چون ملّتآمریکا که سیاستمدارانشان، خواب جهان یک قطبی را می بینند و با سوءاستفاده از نامپرآوازه این ملّت ها، همه امکانات حیثیّت ملّی کشورشان را در پای فزون طلبی برخیاقلّیّت های صاحب منافع مادّی و قومی قربانی می کنند، به این وضع رضایت نخواهند دادو رشد افکار عمومی غرب در جهت پذیرش رابطه صلح آمیز بر پایه احترام متقابل، گواهاین مدّعاست.
اینک آقای رئیس و حضّار محترم ! اجازه می خواهم از زبان انسانی سخنبگویم که از شرق، از خاستگاه تمدّن های درخشان و از مهد پرورش پیامبران والامقامالهی: ابراهیم، موسی، عیسی و محمّد آمده است. من از ایران سرفراز آمده ام بهنمایندگی از ملّتی بزرگ و پرآوازه که از ده ها قرن پیش، صاحب تمدّن بوده و پس ازپذیرش آیین اسلام، در تأسیس و بسط تمدّن اسلامی نقش ممتاز داشته است، ملّتی که باتکیه بر غنای فرهنگی و انسانی خویش تندبادهای سخت خودکامگی و تحجّر و نیز خودباختگیدر برابر دیگران را از سر گذرانده و در دوران جدید تاریخش، پیشتاز تأسیس جامعه مدنیو نظام مشروطیّت در شرق جهان بوده هرچند که در اثر دخالت بیگانگان و نیز کم تجربگیدر این آزمون، ناکامی هایی داشته است. ملّتی که یکی از طلایه داران مبارزه بااستعمار و منادی استقلال بوده، هرچند نهضت ملّی او با کودتای خارجی شکست خورده استو ملّتی که صاحب انقلابی مردمی است، انقلابی که نه با کودتا و زور اسلحه آتشین کهبا سلاح کلام و ارشاد بر رژیم کودتا پیروز شده است و در مسیر تجربه نوین خود، جنگتحمیلی هشت ساله و فشارها و تحریم ها و تهمت های گوناگون را تحمّل کرده و بزرگترینقربانی تروریسم این پدیده شوم و نفرت انگیز قرن بیستم بوده است.
هم اکنون اینملّت با تکیه بر گذشته خود بی آنکه دچار ارتجاع شود، به فردای بهتر می اندیشد و راهخود را با پشتگرمی به اصول و موازینی که ریشه در هویّت دینی، ملّی، تاریخی وانقلابی او دارد و با بهره گیری از دستاوردهای مثبت تمدّن روزگار، با آزمایش و خطابه سوی آینده برتر می پیماید. انقلاب اسلامی ملّت ایران به رهبری حضرت امام خمینی،انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود و مطمئنّا انقلابی که براندازی اش با کلامبوده است، در دوران ساختن و آباد کردن، بیشتر و بهتر می تواند متّکی بر کلام و منطقباشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدّن ها، منادی گفتگوی میان تمدّن ها و فرهنگها است. من از این پایگاه و از منبر سازمان ملل متّحد می گویم که علی رغم سختی ها ومصیبت ها، سیر زندگی بشر به سوی رهایی و آزادی است و این تقدیر و سنّت تغییرناپذیرخداوند است و مطمئنّا بداندیشی و زشت کاری برخی از بندگان او نمی تواند تقدیرخداوند و مسیر تاریخ را دگرگون کند. آقای رئیس ! سابقه کلمه تاریخ از کلمه فلسفهبیشتر است و محور تاریخ، انسان است و تاریخ عبارت است از بازتاب نور وجود بر جهات وشئون گوناگون آدمی و درنتیجه حقیقتی است کلّی و یگانه در عین تکثّر و تعدّد و اینیگانه هرگاه که جامه نو کند، عهد جدیدی به ظهور می رسد.
داوری ما درباره تاریخ،در گرو داوری ما درباره وجود آدمیاست که مدار و محور تاریخ است. «بنی آدم» که سعدیبا تأسّی به روایتی از پیامبر عظیم الشّأن اسلام و به زیبایی هرچه تمام تر، آنان رابه عنوان عضوهای به هم پیوسته یک بدن توصیف می کند، در دسترس زیست شناسی وروانشناسی نیست. برای شناخت انسان باید نگاهی فیلسوفانه و متفکّرانه به بشر و تاریخبیفکنیم. آدمی از آن جا که به دست خداوند و به صورت او آفریده شده است و پروردگاراز روح خویش در او دمیده است، یک حقیقت بیش نیست و تاریخ او بیش از یک تاریخ نمیتواند باشد. دست خدا او را تاریخ و اختیار و قدرت انتخاب، و صورت خداوند او رافرهنگ و معنویبت، و روح پروردگار او را زندگی و جنبش بخشیده است. از این جاست کهانسان دارای تاریخ و فرهنگ و آزادی است. وحدت بشر و یگانگی تاریخ انسانی، علاوه برمبدأ می تواند وحدت، غایت و نهایت نیز داشته باشد و غایت تاریخ چیزی جز فرهنگ معنویو شرط لازم آن یعنی آزادی واقعی بشر نیست.
انسان چه در چنبر ادوار همیشهتکرارشونده هستی گرفتار باشد و چه در آنات و ایّام زمان تاریخی، و تاریخ را چهتاریخ به پیش ببرد، چه سوایق نفسانی، چه شیوه تولید و چه قهرمان ابرمرد، نکته مسلّمآن است که فقط با اکسیر ایمان که عبارت است از «برداشته شدن قیدهای جدید و قدیمی ازدست و پای آدمی» می توان از دایره تکرار ازلی یا از سلطه ضرورت تاریخی به فراخنایآزادی و رهایی فراز آمد. همچنان که با نفس حیاتبخش آزادی است که امکان انتخابمعنویّت و ایمان فراهم می شود و او می تواند چنین بسراید که: «چرخ بر هم زنم ار غیرمرادم گردد.» و یا «اگر به کوه بگوید که به دریا فکنده شود چنین گردد.» با چنین فهمو تفسیر از آزادی است که می توان از کرامت و فضیلت انسان، هم در برابر استیلایسیاسی دولت ها و هم در برابر هجوم بادهای مسموم نومیدی و سرگشتگی دفاع کرد و سیرتاریخ را به سوی آزادی دانست. تاریخ انسان، تاریخ آزادی است و تنها فهم تاریخ بهمثابه میدان تجلّی آزادی است که می تواند گذشته را بر ما مفتوح و ما را از آن بهرهمند سازد، و با عزل نظر از همه نظام های فلسفی که کوشیده اند برای تاریخ معنی، جهتو قوانین تحوّل بیابند، چون تاریخ بشری تاریخ آزادی است، انسان آزاد از قیدهایتحمیلی و استثمار و استعباد اجتماعی و نیز آزاد از زنجیره غرایز تلطیف نشده حیوانیچون خشونت و درنده خویی، طبق سرشت انسانی خود جانب حق و عدالت را خواهد گرفت وتاریخ انسان، تاریخ شکوه مندی حق و فعلیّت یافتن عدالت خواهد بود و این سخن را میتوان بیان دیگری از نظریّه دینی معروف مهدویّت دانست. کوتاه سخن این که، تاریخ راچه تجربی و استقرایی بررسی کنیم و چه شهودی، غالب متفکّران نهایتا یک سخن مشترکدارند و آن عبارت است از شکوفایی بیشتر حقیقت انسان و رفع پرده ها و موانع از ذهن وقلب او. من عمدا به جای اصطلاحات متداولی چون پیشرفت تاریخی، کلمه شکوفایی را بهکار بردم تا تأکید کنم که طرفدار هر کدام از نظریّه های معروف و مهمّ فلسفه تاریخباشیم، می توانیم در این استنباط عمومی کلّی از تاریخ هم صدا باشیم. ایجاد واستمرار سازمان ملل متّحد را می توان شاهدی بر حرکت تکاملی جهان و جامعه بشری تلقّینمود. این که در زمان ما نیاز به کوشش و بحث زیاد نیست تا همگان بپذیرند که به جایجنگ و خونریزی و کشتار می توان و باید با یکدیگر گفتگو کرد، چندان آسان به دستنیامده است.
البتّه تا وقتی زورمندان کم خرد، این امکان و قدرت را داشته باشندکه در لحظه ای کوتاه ، گل و لبخند و امید درخت را با تیغ بلاهت و قساوت از چهرهزمین پاک کنند، باید جشن پیروزی نهایی کلمه بر شمشیر را به تأخیر انداخت. قرن گذشتهعلاوه بر جلوه های خشونت و انسان آزاری استعمار قدیم و بیداد بی همانند میراثخواران جدید آن، قرن ظهور و سقوط حکومت های توتالیتر نیز بود. امید است قرن آینده،قرن نظام ها و حکومت هایی باشد که زور و خشونت را تقدیس نکنند و باطن قدرت سیاسی،محبّت و عدالت باشد به گونه ای که گفت وگوی تمدّن ها مظهر و مجلای آن باطن باشد. آقای رئیس، خانم ها و آقایان ! اینک پرسش این است که آیا سازمان ملل متّحد در اینجهت چه تحوّلی در درون خود به اقتضای وضعیّت جدید ایجاد خواهد کرد و چه تأثیری دراین سیر و صیرورت زندگی بشر خواستار رستگاری خواهد داشت؟ به نام جمهوری اسلامیایران پیشنهاد می کنم که به عنوان گام اوّل، سال ۲۰۰۱، از سوی سازمان ملل سال گفتوگوی تمدّن ها نامیده شود، با این امید که با این گفتگو، نخستین گام های ضروری برایتحقّق عدالت و آزادی جهانی برداشته بشود. از والاترین دستاورهای این قرن، پذیرشضرورت و اهمّیّت گفتگو و جلوگیری از کاربرد زور، توسعه تعامل و تفاهم در زمینه هایفرهنگی، اقتصادی و سیاسی و تقویت مبانی آزادی و عدالت و حقوق انسانی است. استقرار وتوسعه مدنیّت، چه در صحنه کشورها و چه در پهنه جهانی، در گرو گفتگو میان جوامع وتمدّن ها با سلایق، آرا و نظرات متفاوت است.
اگر بشریّت در آستانه هزاره و قرنآتی، تلاش و همّت خود را بر نهادینه کردن گفتگو و جایگزینی خصومت و ستیزه جویی باتفاهم و گفتگو استوار سازد، دستاورد ارزشمندی برای نسل آتی به ارمغان آورده است. ازسوی دیگر جا دارد، ما اعضای سازمان ملل متّحد به بازنگری در تاریخ شکل گیری اینسازمان بپردازیم و با گفت وگوی منطقی، آن را اصلاح و کامل کنیم. شکل گیری سازمانملل متّحد همزمان با دوره سیاهی از زندگی بشر بود که بسیاری از کشورهای عضو، شرایطتلخ و شوم دوران استعمار را تجربه می کردند و در نتیجه سازمان، نمادی از سلطهباشگاه قدرت ناعادلانه حاکم در جهان شد. امروز شرایط دگرگون شده است و فرصت تجدیدسامان این سازمان و به خصوص تغییر ساختار شورای امنیّت فراهم آمده است. در این جالازم می دانم به گفته راهگشای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی افتتاحیّه نشستسران کنفرانس اسلامی در تهران اشاره کنم که کشورهای اسلامی به نمایندگی از یکمیلیارد و چند صد میلیون نفوس، دارای یک کرسی دائم در شورای امنیّت سازمان مللمتّحد شوند و تا وقتی حقّ وتو باقی است، ششمین عضو دارای حقّ وتو در آن شورا باشندو همین امر را می توان نسبت به کشورهای عضو جنبش عدم تعهّد نیز تعمیم داد. وقت آنرسیده است که همگی با تفاهم، بر حقّ تبعیض آمیز «وتو» خطّ بطلان بکشیم و گام دیگریرا در به رسمیّت شناختن حقّ مساوی و عادلانه همه کشورهای عضو برداریم.

 

 

آقایرئیس،
حاضران محترم!
بیاییم همگی علیه نسل کشی، تجاوز و تحقیر انسان در گوشهگوشه جهان، دست اتّحاد به هم بدهیم و جلوی فاجعه های ننگینی که از جمله در فلسطین وافغانستان و کوزوو و در بسیاری از نقاط افریقا، آسیا و آمریکای لاتین، چهره انسانیاین قرن را سیاه کرده است، بگیریم. امنیّت و صلح در خاورمیانه که امری ضروری است،با به رسمیّت شناختن حقّ همه فلسطینیان برای حاکمیّت بر سرزمین آبا و اجدادیشانبرقرار خواهد شد. بیت المقدّس اشغالی، خانه تفاهم و گفتگو است و به این جهت صدایبیت المقدّس که از اعماق تاریخ به گوش می رسد، صدای بالذّات ضدّ نژادپرستی و ضدّصهیونیستی است. در بیت المقدّس، ادیان بزرگ می توانند در کنار یکدیگر به طور مسالمتآمیز زندگی کنند و سلطه حکومت اسراییل در آن جا مخالف این همزیستی و همدلی است. فلسطین خانه فلسطینیان (اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی) است نه آزمایشگاه هوس هایخشونت آمیز صهیونیست ها. در افغانستان هیچ راه حلّ نظامی ای برای از بین رفتن مشکلوجود ندارد.
اعلام انزجار گسترده جهانی نسبت به قتل عام های وسیع و نسل کشی، بهویژه قتل فجیع دیپلمات ها و خبرنگار ایرانی و ادامه اسارت کمک رسانان ایرانی توسّططالبان، ضرورت فکر در این فجایع و اقدام عاجل برای محاکمه و مجازات عاملان اینجنایات را می طلبد. سرزمین افغانستان با مردم رشید و فرهنگ دوست، اینک به پایگاهاصلی خشونت و ترور و تولید و توزیع موادّ مخدّر تبدیل شده است. مردم افغانستانهمچون مردم دیگر نقاط جهان حقّ انتخاب دارند و حق دارند از حکومتی فراگیر با پایگاهوسیع اجتماعی که همه اقوام، همه گروه ها و سلایق را نمایندگی کند، برخوردار باشند. این تنها راه اعاده آرامش به افغانستان است. امّا برای نیل به آن، به تصمیماتی جدّیو همکاری همه جانبه نیاز است تا امکان ارتزاق گروه ها از طریق تولید موادّ مخدّر،فروش سلاح و نیز تروریسم مسدود گردد. سازمان ملل متّحد به کمک سازمان کنفرانساسلامی و کشورهای ذی دخل می توانند هر چه زودتر همه طرف های درگیر را به پای میزمذاکره بکشاند و زمینه را برای انتخاب آزاد مردم مظلوم و رنج کشیده افغانستان فراهمآورد، یاغیان را با پشتوانه اراده جهانی به سر جای خود بنشاند و از هم اکنون برایبسیج کمک های بین المللی پس از دستیابی به این شرایط ضروری سیاسی، برنامه ریزی وهماهنگی کند. در کوزوو باید حقّ عادلانه مردم تحت فشار این ایالت به رسمیّت شناختهشود و دولت یوگسلاوی وادار شود که به این حقّ احترام بگذارد. آقای رئیس، خانم ها وآقایان! کوشش صادقانه برای مبارزه با تروریسم، در تمامی اشکال آن و از جمله تروریسمدولتی، یکی دیگر از نکات مورد اهتمام جمهوری اسلامی ایران است.
تروریسم، محصولنومیدی و پوچ انگاری (نیهیلیسم) است و در جهانی که بر مدار قهر و غلبه می چرخد،مبارزه جدّی با تروریسم از حدّ حرف و شعار جلوتر نخواهد رفت. مبارزه واقعی باتروریسم باید همراه با مبارزه برای عدالت باشد. البتّه این سخن نباید به معنی توجیهنوعی تروریسم تفسیر شود. ما به صراحت اعلام می کنیم که به اقتضای موازین دینی واخلاقی فرهنگی خود، با تروریسم در کلّیّه اشکال آن مخالفیم و با آن به جد مقابلهخواهیم کرد. خلاصه آن که باید برای ریشه کن کردن حقیقی این پدیده شوم، همراه بامبارزه با عوامل فعلی آن از طریق همکاری جدّی و شفّاف بین المللی، در راه تحقّقعدالت در جهان کوشش کنیم. جهان در آستانه هزاره سوم باید از کابوس جنگ هسته ای وسلاح های کشتار جمعی نیز رهایی یابد. آزمایش های اخیر هسته ای در منطقه ما بهنگرانی ها و پیچیدگی های جدیدی دامن زده که این ضرورت را دو چندان می کند. ما بایدبپذیریم که فکر دستیابی به امنیّت از طریق این تسلیحات، توهّمی بیش نیست. نمایش عزمجهانی برای نابودی تمامی زرّادخانه های کشتار جمعی در یک چارچوب زمانی معیّن،مبارزه با تولید و گسترش این سلاح ها را هدفمند و پرشتاب خواهد نمود. ایجاد مناطقعاری از سلاح های کشتار جمعی به ویژه در منطقه خاورمیانه، گام اوّلیّه مناسبی درمسیر مبارزه با بی اعتمادی و تشنّج ناشی از این تسلیحات است.

ما به عنوانقربانیان سلاح های کشتار جمعی، بیش از دیگران بر آثار دهشتناک این سلاح ها واقفیم ولذا در تأسیس و تقویت ترتیبات جهان شمول برای امحای آن ها پیشتاز خواهیم بود. امنیّت، توسعه و رفاه در جهان سوم مستلزم تقویت مبانی همکاری و به کارگیری روش هایحساب شده به منظور اعتمادسازی است. خوشحالیم که هشتمین نشست سران کنفرانس اسلامی درتهران، با تشخیص این ضرورت، ساز و کار مناسبی را برای تقویت همکاری و اعتماد برمبنای گفت وگو میان کشورهای اسلامی پایه گذاری کرد. من در این جا به عنوان نخستینگام در این مسیر، کشورهای منطقه خلیج فارس را که در یک دهه شاهد دو جنگ ویران گربوده اند، به ایجاد یک نظام امنیّت و همکاری در منطقه خلیج فارس دعوت می کنم. کوتاهسخن آن که اعتماد و صلح بدون بازنگری جدّی مبانی فکری جنگ سرد، میسّر نیست. توسعهفرهنگ صلح نیازمند پذیرش نقش سازنده ملّت ها و پرهیزی از سلطه طلبی، یک جانبهگرایی، تقلیل و حذف است. جمهوری اسلامی ایران به اقتضای مبانی اعتقادی و مایه هایتمدّن دیرپای خود، خواستار جهانی سرشار از صلح و آرامش بر اساس کرامت انسانی است وتشنّج زدایی را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده است و بر مبنای اصول انقلاباسلامی، سیاست موزون گسترش روابط با همسایگان و دیگر کشورها را بر پایه احترام عملیبه استقلال و برابری حقوق بین کشورها، ادامه خواهد داد. صلح تمام عیار، علاوه برصلح میان انسان ها شامل صلح میان انسان و طبیعت نیز می شود. انسان باید از غلبه واستیلا بر طبیعت دست بردارد و در آینده، بیشتر بر هماهنگی میان انسان و طبیعت تأکید

/ 6 نظر / 39 بازدید
ایرانی

خدا هم شما و هم اون بنده خدارو شفا بده! چه مطلب مهمی! سالگرد سخنرانی خاتمی در سازمان ملل!!! [سبز][قهقهه]

قلم

خاتمی فرد روشنفکر و تحصیلکرده ایی هستش و به نظر من زحمات زیادی برای ایران و ایرانی کشیده ولی باید راه خودشو از جنبش سبز جدا کنه. درود بر خاتمی

سحر

خاتمی دوستت داریم وحشتناک!!!

امین

عزیزم برات ناراحتم و برای اخرتت نگران این سید فقط وقت کشی کرد نه در اقتصاد و نه عمران و نه .... هیچ قدمی بر نداشت فقط چند حزب رو میلیاردر کرد. و بنای دین ستیزی رو با حمایت از سکولارها گذاشت. خودش هم از اون روزها راضی نیست نباید کاسه داغتر از اش شد موفق باشی

امین

عزیزم برات ناراحتم و برای اخرتت نگران این سید فقط وقت کشی کرد نه در اقتصاد و نه عمران و نه .... هیچ قدمی بر نداشت فقط چند حزب رو میلیاردر کرد. و بنای دین ستیزی رو با حمایت از سکولارها گذاشت. خودش هم از اون روزها راضی نیست نباید کاسه داغتر از اش شد موفق باشی