متفاوت ترین پیامک ها

پيامك ، داستانك ، شعرك و هرچيز كوتاه ديگر
 
نامه ایی به امام زمان...
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٦  

سلام

از این به بعد تا اونجایی که بتونم سعی می کنم عصر جمعه ها تو وبلاگم یه نامه به آقا امام زمان (عج)  بذارم.

امیدوارم امام زمان از همه ی ما راضی و خشنود باشند....

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

بازهم جمعه غروب کرد اما...

 

بار دیگر جکعه ایی بود و دلی بود و امید و تمام چشمها رو به افق دوخته بود، آسمان هم مکث کرد لحظه ایی تا بیایی از سفر.

ای مسافر تمام قلب ها ، لحظه به لحظه سزخی غروب بر لبهای بی قرار شرر می ریخت و با عبور لحظه ها دل میان صحن سینه، بی تاب پر می زد و چشم های انتظار خیره تر می شد، ولی انگار قرار نبود به چشم تر عاشقان قدم بگذاری.

آری باز جمعه ایی دیگر از جنس تمام جمعه های انتظار غروب کرد، اما در آینه ی اشکی چشمان کبوتران غریب، تک سوار آرزوهای سپید جولان نداد.

 

مهربان با من بگو تا کدامین بهار باید جمعه شماری کنم؟

ای مرد جمعه حضور، بیا که جمعه ها بیش از این طاقت تنهایی ندارند.

بیا که عشق هم جای خالی ات را پر نکرد.

خبر داری چقدر یاس ها دلواپس تواند؟ پیچک ها بر سر پرچین ها در انتظار تو نشسته اند؟ و شکوفه های اطلسی در جمعه های بی کسی بی قراری می کنند و بلبلان در این باغ غم زده آواز می خوانند و دیر گاهی است باران ، خاک زخمی سرزمینم را نوازش نداده است.

   جمعه ها در تمام سالها و فصل ها عید من است ، عید تمام لحظه های منتظر، عید تمتم پا برهنگان ، عید تمام انبیاست. بیا که عیدی سبزمان حضور بهاری توست!

مولا بگو کدامین جمعه می آیی؟ کدامین ماه؟ کدامین فصل سبز؟ بگو تا تمام کوچه های بی عبور دلم را  با مژه های پریشان و اشک دیدگانم آب و جارو کنم. اگرچه من تمام جمعه ها در انتظار تو نشسته ام، تمام لحظه ها در انتظار تو نشسته ام.

 

چشم من منتظر و بارانی

مانده پشت همه ی پنجره ها

راهی اندازه ی یک جمعه فقط

مانده تا زمزمه ی پنجره ها

تا نیایی دل بی طاقت من

به خودش رنگ عدم می گیرد.

پا به پای همه منتظران

عصر آدینه دلم می گیرد...